محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

114

مجمع الانساب ( فارسى )

و چون تمامت سپاه فرعون به دريا درآمدند و نزديك بود كه فرعون از دريا بيرون آمدى و اسبش يك‌دست بر بالا نهاده و خواست كه بيرون آيد جبرئيل - عليه السّلام - ايستاده بود ، طپانچه‌اى بر روى فرعون زد و او را از پشت اسب بگردانيد و به دريا انداخت و دريا همه به هم برآمد و همه غرق شدند . چون آب به فرعون رسيد و دانست كه غرق خواهد شد ، از ميان‌دريا بانگ كرد كه : « يا موسى ! گرويدم به خداى تو و جز او خدايى نيست » چنان‌كه مىفرمايد كه فرعون گفت : « آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ . » « 1 » جبرئيل ترسيد كه اگر فرعون يك بار ديگر اين كلمه بگويد رحمت به وى رسد . پرى به قعر دريا فروبرد و از گل و وحل دريا يك كف برگرفت و در دهان فرعون اندر آكند تا جان بداد . و بنى اسرائيل همه بر لب دريا آمدند و از روز ، نه ساعت گذشته بود و روز عاشورا بود ، و موسى و بنى اسرائيل هيچ طعام نخورده بودند ، و موسى آن روز نيّت روزه كرد آن قدر از روز را كه مانده بود ، و امروز جهودان اين روز عاشورا را روزه دارند . و بنى اسرائيل گفتند كه ما را به دل همىآيد كه فرعون نمرده است . موسى دعا كرد تا همهء مردگان بر سر آب آمدند تا بنى اسرائيل ايشان را همه بديدند و فرعون را مرده يافتند و وحلش در دهان مانده . و با مصريان سلاحهاى زراندود بود . بنى اسرائيل خود را به دريا اندر انداختند و اكثر سلاحها از آن مردگان باز كردند ، و به هيچ دين غنيمت حلال نبود ، الّا به دين پيغمبر ما محمّد مصطفى عليه الصّلواة و السّلام . موسى ايشان را از آن غنيمت نهى فرمود و گفت : « شما را آن خواسته كه از ايشان به عاريت ستديد بس است ؛ كه آن بر شما حلال است . » بنى اسرائيل فرمان نكردند و خداى تعالى اين كار از ايشان نپسنديد . و خداى تعالى دريا را فرمود تا موج زد و همهء مردگان را از دريا بيرون انداخت ، و آن دريا هنوز [ 79 ] در موج است و تا قيامت همچنين خواهد بود . امروز آن دريا را « باب الطّاقات » گويند . و موسى بر لب دريا فرود آمد تا به مردمانى رسيدند كه ايشان بت‌پرست بودند . موسى ايشان را به خداى خواند . ايشان گفتند : « تو اين خدايى را كه مىگويى ما را بنماى

--> ( 1 ) . سورهء « يونس » ، آيهء 90 .